برچسب:
نویسنده: یلدا شریعتی
گوشه ای ذهن آشفته و رنگین
میان این همه درگیری
به دنبال یک نشانه از او
چشم دوخته ام به هر سو
برچسب:
نویسنده: یلدا شریعتی
لب و دهانم
چشمان روشنم
پیشانی بلندم
موی سیاهم
پوست زردم
قلب سیاهم
همه و همه
پر می کشد به سوی تو
دل می شود ز کوی تو
پنجره دستانت را بگشای
که هوس بوی تو دارم
برچسب:
نویسنده: یلدا شریعتی
برچسب:
نویسنده: یلدا شریعتی
پنجره نیمه باز و تکان پرده
بوی نمدار نسیم
آغشته به گیسوی تنیده در نگاه من
خبر از صبح و دیداری دگر می دهد.
آبان97
برچسب:
نویسنده: یلدا شریعتی
بیا با ما منشین که از این دنیای زیبا، زشتی پیدا شود صدبار
بیا با ما منشین که دروغ است هر چه می پنداشتی به راستی
با با ما منشین که پیدا نیست حلیلی جز حرامی
بیا با ما منشین که بریدین از هرچه پیمان بسته بودن
بیا با ما منشین که تلخ بود هر آنچه شیرین ساز شد
بیا با ما منشین که رسوا شوی، نیست شوی، ناپیدا
آبان97
برچسب:
نویسنده: یلدا شریعتی
برچسب:
نویسنده: یلدا شریعتی
برچسب:
نویسنده: یلدا شریعتی
برچسب:
نویسنده: یلدا شریعتی
برچسب:
نویسنده: یلدا شریعتی