خرید بک لینک
س ل ا م کیلومتر ماشین سرعت140 رو نشان میxad داد، جاده تاریک، خطوط سفید وسط جاده با سرعت از زیر ماشین رد می شد، کامیون های حمل بار و کارگرانی که در سرویس راهی کارخانه بودند با من به ناچار هم مسیر بودند،

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 19:56

در میان سکوت ژرف و سنگین

گوشه ای ذهن آشفته و رنگین

میان این همه درگیری

به دنبال یک نشانه از او

چشم دوخته ام به هر سو

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 19:56

لب و دهانم

چشمان روشنم

پیشانی بلندم

موی سیاهم

پوست زردم

قلب سیاهم

همه و همه

پر می کشد به سوی تو

دل می شود ز کوی تو

پنجره دستانت را بگشای

که هوس بوی تو دارم

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 19:56

فقط زمانی می توانم بنویسم که موضوعی به طور ناخودآگاه از یه تصویر کوچک درون ذهنم ساخته شود، ابتدا همه چیز مبهم و به صورت تکه تکه است و زمانی که می خواهم آن را روی کاغذ بیاورم، تازه شروع می کنم به چیدن

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 19:56

صدای باران

پنجره نیمه باز و تکان پرده

بوی نمدار نسیم

آغشته به گیسوی تنیده در نگاه من

خبر از صبح و دیداری دگر می دهد.

آبان97

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 19:56

بیا با ما منشین که در این راه بی پایان از هر طرف می ریزد اشکال

بیا با ما منشین که از این دنیای زیبا، زشتی پیدا شود صدبار

بیا با ما منشین که دروغ است هر چه می پنداشتی به راستی

با با ما منشین که پیدا نیست حلیلی جز حرامی

بیا با ما منشین که بریدین از هرچه پیمان بسته بودن

بیا با ما منشین که تلخ بود هر آنچه شیرین ساز شد

بیا با ما منشین که رسوا شوی، نیست شوی، ناپیدا

آبان97

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 19:56

کاش زمینی نبودم، کاش آسمانی بودم، از جنس رویا، آنوقت حتما قدرتی داشتم که هر لحظه هر آنچه میخواستم را ببینم، همه به زیر پای من و من به زیر پای همه، می دیدم دست های کشیده رو به آسمان، آرزوهای فرستاده شد

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 19:56

هوا برایم تلخ شده، زمان برایم تاریک، بین آنچه که بودم و آنچه که هستم چیزی جز زوال و نابودی نمی بینم، بحث خداشناسی یا چیزی عجیب تر از آن درمیانه، انگار در خلسه به سر می برم، یکهو با شکی بیرون می آیم و

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 19:56

کی تموم میشه این انتظار، از وقتی شیفته نگاهش شدم همش شده انتظار،همش شده تنهای یه کنج بشینم، دست و پاهام فلج شده، هیچ حرکتی نمی تونم انجام بدم، انتظار، انتظار برای معجزه، چهار سال همه تلاشم به باد رفت،

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 19:56

نمی دانم این روزها میگذرد؟ من چونه می شوم، چگونه می میرم، چه به سر پسرم می آید، چه به سر آینده می آید، نکند بمیرم و بیشتر ببینم، کاش زودتر بگذرد، کاش خوشبخت شود، کاش به همه آرزو هاش برسه، کاش دنیا برا

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 19:56

صفحه بندی